محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 58
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
از حيطهء شمول آن چيزى خارج نيست بوده - و بلكه عين همهء موجودات است - و به حسب صريح ذات و اصل حقيقت ؛ همهء اضافات و تعينات وجودى و ماهوى و تعينات اسمى و رسمى را - از جهت خاصيت قهر و سطوت ذاتى - از خود دور مىنمايد ، و به لحاظى منشأ ظهور و بروز كليه كثرات است و به حسب ذات قيوم تمام حقايق و محيط به كليه موجودات و مبرّا از اختلاط و اتحاد با اشياء مىباشد ، ولى به حسب ظهور و سريان عين اشياء است ، چنان كه محيى الدين بن عربى قدس سره گويد : سبحان الذى اظهر الاشياء و هو عينها ، مرادش وجود مطلق و منبسط است ، يعنى عين اشياء است در ظهور - نه در ذات - پس از اين گويد : هو عين كل شئى فى الظهور ، ما هو عين الاشياء فى ذواتها ، بل هوهو و الاشياء اشياء ، يعنى : منزه است آنكه اشياء را ظاهر ساخت و خود عين آنها است ، سپس گويد : او عين هر شئىاى در مقام ظهور و تجلى است و عين اشياء در مرتبهء ذات آنها نيست ، منزه است از اين كه عين ذوات اشياء شود ، بلكه واجب واجب است و اشياء همان ذوات و ماهياتند . هم چنان كه حضرت شيخ قدس سره در همين كتاب مفتاح مىگويد : و الوجود تجلّ من تجليات غيب الهويه ، يعنى : وجود يكى از تجليات مرتبهء غيب هويت است كه همان حقيقت محمديه و نفس رحمانى و عماء و وجود منبسط مىباشد ، و اطلاق حق به او از نظر باطن و احديت ذات اين وجود مطلق است كه حق تعالى مىباشد ، مانند نور آفتاب كه عموما اطلاق آفتاب به آن مىشود . صدر المتألهين در كتاب اسفار گويد : اعلم ان الوحدة رفيق الوجود يدور معه حيثما دار ، يعنى : وحدت از هر جهت همدوش و رفيق وجود است ، و وجود هر جا جولان دهد وحدت نيز با او است ، پس وحدت و وجود هر دو در صدق بر اشياء متساوىاند ، هر چه موجود است آن را بنفسه واحد گويند ، و همين طور در شدت و ضعف وجودى همگاماند ، هر چه وجودش قوىتر باشد وحدتش تمامتر است ، و هر چه وجودش ضعيف ؛ وحدت او نيز ضعيف است ؛ تا منتهى به اخسّ